ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
191
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
و چون مطالب ياد شده را شناختى بايد بدانى كه اگر چه آدمى در منسوب بودن به پدران و ريشه هاى كريم مباهات مىكند لكن دانستى كه اين افتخار ، باليدنى خيالى است كه نشان دوست داشتن دنياى فناپذير مىباشد و مستلزم آن است كه به كمال يا كمالاتى شرافت يابد كه براى كسى كه بدان شرافت دست يافته است حاصل نشده ( گذشتگانى كه آدمى به علم و قدرت و شوكت آنها فخر مىكند ) بلكه در ميان گذشتگان كسانى كه به آن شرف منسوب بودهاند از خودشان تجاوز نكرده است بلكه بزرگوارانه ترين ريشه و تبارى كه آدمى بدان منسوب مىشود ادب است چون موجب خير هميشگى است و انسان را به خوشبختى پايدار مىرساند ، و بلندى مقام و بزرگى حقيقى بدان حاصل مىشود ، دليل اين كه امام ( ع ) كلمه را به لفظ كرم اختصاص داد نه چيز ديگر اين است كه حضرت در اين جا تبار و ريشه را توضيح مىدهد ، و عربها ريشه ها و پدرانى را كه فرزند نجيب تربيت مىكنند به كرم اختصاص مىدهند . پس در بارهء كسى كه از او كارهاى خوب سر مىزند و او را سابقهء اصيل و ريشه اى در آن خير باشد مىگويى : او داراى ريشه اى كريم است ، و اين عمل كار پدران بزرگوار اوست ، به همين خاطر امام ( ع ) در اين جا آن را به لفظ كرم اختصاص داد نه شرف و عزّت و ديگر الفاظ و علَّت اين كه امام ( ع ) ادب را اختصاص داد نه كمال علمى يا ديگر كمالات بزرگ را اين است كه هر گاه ادب آن گونه كه شايسته است تحقّق يابد باقى كمالات را به همراه دارد ، و نسبت دادن به آن مشهورتر است چون به طبيعت عموم مردم نزديكتر مىباشد . پس دانستى كه كريمترين درجات تبار درجهء نيكويى ادب است . و خداى تعالى توفيق دهنده است تا آدمى به زيور ادب آراسته شود ، و خداست كه از او كمك گرفته مىشود . كلمهء دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : بالبرّ يستعبد الحرّ . با نيكى كردن ، آزاد مرد به بردگى در مىآيد . شارح گويد : برّ نيكى كردن است و معناى حرّ را دانستى و مقصود از آن در اين جا رها بودن از ريسمان بندگى است و يستعبد يعنى كسى را به عنوان بنده مىگيرد به اين سبب كه معناى بندگى در او هنگام نيكى كردن محقّق مىشود و آن فروتنى و اظهار كوچكى